به تمام اتفاقها خوش آمد میگویم
کمرنگ شدنم را در قلبت بلند حس میکنم
وبا قلبی سرشار از ناباوری
به این اتفاق هم خوش آمد میگویم
تو را در قلبم دارم
حتی اگر در قلب تو جایی نداشته باشم
روزی که زمزمه رفتنت را شنیدم
گویی همه وجودم از شنیدن دست کشیدن
تا ندانند و غصه ای دیگر را باور نکنند
تو باز هم زمزمه رفتن داری و
باز هم من گوشهایم را در گوشه کناری جا میگذارم
باور کن:
تو را با همه بی اعتنایی و فریادهای بی رحمانه ات
آری با همه تلخی هایت
بلند بلند دوست دارم...

